پیگیری

غر که میزنم از مسیر و سه ساعتی که هر روز تو راه ها سر میکنم، اغلب اطرافیانم میگن که ایشالا به زودی گواهینامه میگیرم و با ماشین میرم سر کار. غافل از اینکه تو دنیای من ماشین سواری، اونم هر روز تنهایی، خیلی بار منفی ای داره.
دیروز که اعلام کردن قطار به خاطر تاخیر چهل دقیقه ایش، قراره از وسط راه برگرده و تا ایستگاه ما نمیره، آقای بلیطی مهربون اومد معذرت خواست ازم. گفتم تقصیر شما که نیست، گفت معذرت خواهی تنها کاریه که از دستم برمیاد.

پرسید حالا چطوری می رم خونه؟ گفتم شاید اتوبوس گیرم اومد، نیومد که با سایه. یه خانومی اون نزدیکی ها نشسته بود به کتاب خوندن و گوش دادن به حرفای ما، گاهی یه نظراتی هم میداد. پرسید خونه ام کجاست؟ و بدین صورت بود که شوهرش و خودش نیم ساعت بعد من رو دم در خونه پیاده کردن و رفتن به خانه ی خویش در چند تا کوچه آنورتر (:

نمایش رشته
برای شرکت در گفتگو وارد حساب خود شوید
پرسادون

با دوستان خود گفتگو کنید و دوستان تازه پیدا کنید. عکس، ویدیو، و نوشته‌های خود را به اشتراک بگذارید. پرسادون یکی از سرورهای شبکهٔ اجتماعی بزرگ ماستودون است و می‌خواهد محیطی ایمن و پایدار برای کاربران فارسی‌زبان باشد. تا وقتی که به سیاست‌های کاربری و شرایط خدمات پرسادون احترام می‌گذارید، از بودن کنار شما در پرسادون خوشحال خواهیم شد.

راهنمای کاربری ماستودون در ویکی‌کتاب

دربارهٔ پرسادون