حس می‌کنم که وقت گذشته‌ست.
حس می‌کنم که «لحظه» سهم من از برگ‌های تاریخ‌ست.
حس می‌کنم که میز فاصلهٔ کاذبی‌ست در میان گیسوان من و دست‌های این غریبهٔ غمگین.
حرفی به من بزن
آیا کسی که مهربانی یک جسم زنده را به تو می‌بخشد
جز درک حس زنده‌بودن از تو چه می‌خواهد؟

۲/
می‌تراود مهتاب
می‌درخشد شبتاب
مانده پای‌آبله از راه دراز
بر دم دهکده مردی تنها
کوله‌بارش بر دوش
دست او بر در، می‌گوید با خود:
«غم این خفته‌ی چند
خواب در چشم ترم می‌شکند.»

نمایش رشته

 
۱/
می‌تراود مهتاب
می‌درخشد شبتاب
نیست یک دم شکند خواب به چشم کس و لیک
غم این خفته‌ی چند خواب در چشم ترم می‌شکند.

نگران با من استاده سحر
صبح می‌خواهد از من
کز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را بلکه خبر
در جگر خاری لیکن
از ره این سفرم می‌شکند.

نازک‌آرای تن ساق گلی
که به جانش کشتم
و به جان دادمش آب
ای دریغا به برم می‌شکند.
دست‌ها می‌سایم
تا دری بگشایم
به عبث می‌پایم
که به در کس آید
در و دیوار به هم ریخته‌شان
بر سرم می‌شکند.

ای یار، ای یگانه ترین یار
چه ابرهای سیاهی در انتظار روز میهمانی خورشیدند.
انگار در مسیری از تجسم پرواز بود که یک روز آن پرنده‌ نمایان شد.
انگار از خطوط سبز تخیل بودند
آن برگ‌های تازه که در شهوت نسیم نفس می‌زدند.
انگار
آن شعله‌ٔ بنفش که در ذهن پاک پنجره‌ها می‌سوخت
چیزی بجز تصور معصومی از چراغ نبود.

در کوچه‌ باد می‌آید
این ابتدای ویرانیست.
آن روز هم که دست‌های تو ویران شدند باد می‌آمد.
...

بعد اون جلسه‌ی کذایی که از درد بیهوش شدم، تو خواب و بیداری خواب مردی رو دیدم که فروغ نمی‌دونست چطور بهش بگه که هیچ وقت زنده نبوده:

مردی که رشته‌های آبی رگهایش
مانند مارهای مرده از دو سوی گلوگاهش
بالا خزیده‌اند و در شقیقه‌های منقلبش آن هجای خونین را
تکرار می‌کنند:
- سلام
- سلام

«قطعنامهٔ غیرالتزام‌آور» به مثابه کمربند عقب تو ایران.

Another mask, a day, a night
Another task to justify the reason for your life
Don't look left man, don't look right

عاشقان گیاهانند
که ریشه هایشان فرو رفته است
در کف دست من
در استخوان کتف تو
در جمجمه‌ی شکسته من

و این خاطرات من و توست
که توت می شود یک روز
انار می شود گاهی
که دیروز انگور شده بود
که فردا زیتون و تلخ


بعضی وقتا باید گذشته رو سوزوند. ردش رو پاک کرد و سبک‌بال شد. همون خاطره‌ای در ذهن کافیه.

پروانه‌ها پرواز می‌کُنند،
سوسک‌ها جیرجیر می‌کُنند
پوستم سیاه می‌شود
و خورشید می‌سوزاند،
می‌سوزاند،
می‌سوزاند.

عرق تن مرا شیار می‌دهد
و من زمین را شیار می‌دهم
بی‌لحظه‌ای تحمل

به‌خود می‌گویم:
هرگز دیر نخواهد بود
کبوتر پرواز خواهد کرد.
پرواز خواهد کرد.

همچون یوغ، محکم
مشت‌هایم، امید را نگاه می‌دارد
امید به اینکه
همه چیز، تغییر خواهد کرد.


دولت جدید که سپتامبر سال پیش با تاکید بر سیاست‌های زیست‌محیطی روی کار اومده بود، با شروع جنگ از نیروگاه‌های گازی، به عنوان راهکار میان‌مدت، به نیروگاه‌های ذغالی روی آورده. کمک‌هزینه‌های پنل‌های خورشیدی به دلیل اقبال عمومی کنسل شده.
سیاست‌های زیست‌محیطی چیز لوکسی شده که به وقت شکم‌سیری بهش پرداخته می‌شه. با این‌که، یا به خاطر این‌که اولین قربانیانش ساکنان کشورهای در حال توسعه‌اند و نه کشورهای صنعتی.


غلام مجلس آنم که شمع مجلس اویی.

@abbasno
خب همه کار آدم که دلیلی نداره پسر. دیدی حال نمی‌کنی، مسکوت می‌مونه. یا می‌بندی.

نه خلاف عهد کردم که حدیث جز تو گفتم
همه بر سر زبانند و تو در میان جانی

تو نظیر من ببینی و بدیل من بگیری
عوض تو من نیابم که به هیچ کس نمانی

نه عجب کمال حسنت که به صد زبان بگویم
که هنوز پیش ذکرت خجلم ز بی زبانی

مده ای رفیق پندم که نظر بر او فکندم
تو میان ما ندانی که چه می‌رود نهانی

مزن ای عدو به تیرم که بدین قدر نمیرم
خبرش بگو که جانت بدهم به مژدگانی

بت من چه جای لیلی که بریخت خون مجنون
اگر این قمر ببینی دگر آن سمر نخوانی

دل دردمند سعدی ز محبت تو خون شد
نه به وصل می‌رسانی نه به قتل می‌رهانی

تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن
تو چو روی باز کردی دَرِ ماجرا ببستی

در گذرگاه فصول
تنها زمان است که فرسوده می‌شود
«ما» نمی‌میریم...

جلسه‌ی دوم دیدار با ماستودونیان رو بذاریم؟
(یکشنبه)

۲.
راهِ دورِ تهران آیا
همیشه از ترانه و آوازِ ما تهی خواهد ماند؟
حوصله کن ری‌را
خواهیم رفت
اما خاطرت باشد
همیشه این تویی که می‌روی
همیشه این منم که می‌مانم …

سید علی صالحی

نمایش رشته
نمایش قدیمی‌تر
پرسادون

با دوستان خود گفتگو کنید و دوستان تازه پیدا کنید. عکس، ویدیو، و نوشته‌های خود را به اشتراک بگذارید. پرسادون یکی از سرورهای شبکهٔ اجتماعی بزرگ ماستودون است و می‌خواهد محیطی ایمن و پایدار برای کاربران فارسی‌زبان باشد. تا وقتی که به سیاست‌های کاربری و شرایط خدمات پرسادون احترام می‌گذارید، از بودن کنار شما در پرسادون خوشحال خواهیم شد.

راهنمای کاربری ماستودون در ویکی‌کتاب

دربارهٔ پرسادون