احسان بازبوقید

دو هفته است که بعد از ده سال میرم کلاس ساز. قبلش چند ماهی تمرین کردم که دستم گرم شه. جلسه‌ی اول، پوست سازم را کشید و جلسه‌ی دوم گفت مضرابت کوچکه و یک مضراب بزرگتر بهم داد و یهو، دنیا زیبا شد.

از کلاس و معلم شانس آورده‌ام.

چنین مومنانه زیستنی را رشک می‌برم.

‏مریم زارعی که امسال در برلیناله فیلم دارد، یک سریال آلمانی بازی کرده که فوق‌العاده است: 4 Blocks.
حکایت خانواده مافیایی حمادی که درگیر تجارت مواد مخدر در برلینه. به نظر من تصویرش از برلین و آدمهایش خیلی واقعی‌تر از چرندی مثل «سگ‌های برلین» است.

یک انگیزه‌اش هم شاید از این بیایید که محدود بودن زمان و شتاب مرگ به سویت را جدی‌تر حس می‌کنی. خلاصه که دنیا دو روزه و تمام می‌شود زود. چرا نروم دنبال رویاهای قدیمی؟

چند وقته افتاده‌ام دنبال رویاهای رها شده‌ام. نمی‌دانم از اثرات گذار از جوانی به میان‌سالی است یا نه ولی هر چه که هست زندگیم را رنگی و پر شور کرده. بعد از ده سال ساز گرفته‌ام دستم، مشغول پروژه‌های علمی قدیمی و جدید مستقل خودم شده‌ام و قراره باز بنشینم سر زبان‌آموزی.

احسان بازبوقید

یک بخشی از آروم بودن محیط به این برمی‌گرده که تعداد کاربرهاش کمه. ولی بخش دیگه‌ای هم به انتخاب‌های کوچک در طراحی محیط کاربری‌اش برمی‌گرده: ماستدون برخلاف توییتر و فیس‌بوک زور نمی‌زنه که به هر قیمتی شما وقت بیشتری رو توش سپری کنید. قرار هم نیست، چون موفقیت شبکهٔ ماستدون به تعداد کاربرها و تعداد تبلیغ‌هایی (!) که به شما نشون میده بستگی نداره.

این نوشتهٔ وبلاگم فکر کنم بهتر منظورم رو می‌رسونه:

آیا شبکهٔ اجتماعی شما خوش‌اخلاق است؟
masoud.abkenar.net/blog/fa/?p=

اینجا آنقدر خلوت و آرومه که هی می‌ترسم آرامشش را بهم بزنم. آرامش همین چهار پنج نفر که دور و بر همیم!

احسان بازبوقید

«نیشابور» از :google: دربارهٔ :twitter:. بخشی از نوشته:

ایرانی می‌خواهد مانند دیگران در کنار و هم‌قطار دیگران باشد، توییتر برای همه است. برای همه ساکنین این کره خاکی. اما در فرانسه با توییتر در ایران فرق می‌کند. همان ابزار است. اما جایی زهر است و جایی زهر و نوش‌دارو.

و توییتر که یک ابزار و وسیله است خودش می‌شود تعیین‌کننده و تربیت‌کننده. چیزی که تولید می‌کنید خودتان را هم، تولیدکننده را هم متِأثر و متحول می‌کند.

plus.google.com/10930107462417

‏چقدر خوبه این مجموعه نوشته‌های سخایی و پادکست مربوطه‌اش. قشنگ خاطرات دهه هفتاد را میاره جلو چشمم، باور نمیشه اینقدر گذشته همه‌اش انگار همین گذشته‌ی نزدیکه تو پس ذهنم.
soundcloud.com/radiodastnevesh

‏فکر کنم یکی از مشکلاتی که برای مجوز گرفتن داشت قاصدک، همان فضای اجرا و شرکت‌کنندگان بود و صدالبته پرچم شیر و خورشید روی میز جلوی مشکاتیان و شجریان.

‏این قسمت اخیر (دوازدهم) رادیو دست‌نوشته‌ها در مورد موسیقی ایران بعد از انقلاب، یک جایی توصیفی خیالی از اجرای قاصدک شجریان و مشکاتیان دارد که تاریکه و به فضای اثر می‌خورد. ولی ویدئوی آن اجرا هم هست و اتفاقا در فضای به شدت روشن. واسم عجیب بود سحر سخایی ندیده آن ویدئو را.

‏مرگ حقه ولی خبر فوت ابوالفضل زرویی نصرآباد به شدت غمگینم کرد. برای من نوجوان شیفته و تحت تاثیر دوران اوج نشریه مهر، زرویی نصرآباد از مهم‌ترین آدم‌هایی بود که هر هفته به انتظار صفحه‌اش و شعرهایش می‌نشستم. مهری که هیچ وقت تکرار نشد. خدایش بیامرزد.

‏تو قطار و از سر پیشنهاد‌های ساوند‌ کلاود یادم افتاد که قسمت مهمی از زمستان‌های سرد و تاریک دوران دکترا را صدای تارا تیبا نجاتم داد!

‏یوتیوب می‌گه ده سال پیش این را دیده‌ام. انگار آدم دیگری بودم و دنیای دیگری.

‏تو ساوند‌ کلاودم تصادفی رسیدم به یک ترانه از ریچی برومندان، یادم افتاد به روزگار جوانی که این همنوازی سه‌تار و گیتارش موسیقی متن حس پر شور آن روزهایم بود. خلاصه‌ی همه خوبی‌ها.
t.co/tmvfcznSXL

Careless Whisper - Vintage 1930's Jazz Wham! Cover Ft. Dave Koz (POSTMODERN JUKEBOX)

Listen to Careless Whisper - Vintage 1930's Jazz Wham! Cover Ft. Dave Koz (POSTMODERN JUKEBOX) by Ahmed Salem ♪♫ ♪♫ on

Listen to Careless Whisper - Vintage 1930's Jazz Wham! Cover Ft. Dave Koz (POSTMODERN JUKEBOX) by Ahmed Salem ♪♫ ♪♫ on
soundcloud.com/ahmed-hassan-sa

احسان بازبوقید

چند ماه پیش در کامنت‌های یک وبلاگ فهمیدم که آدم‌هایی در اطراف ما هستند که فقط به کمک نرم‌افزارهای کمکی (دسترسی‌پذیری یا accessibility) مثل برنامه‌های صفحه‌خوان (screen reader) می‌تونن با کامپیوتر کار کنن. این‌جا یه خانوم فارسی‌زبان تجربه‌اش رو به من گفت:
libreoffice.ir/blog/666/persia

‏مثلاً یک طرفدار ابی ساکن آلمان، حداقل سه بار فرصت داشته بلیت «آخرین» اجرای زنده را در آلمان بخرد!

‏این «آخرین» تور کنسرت‌های ابی کی شروع شد؟ دو سال پیش؟ الان تو فیس‌بوک آگهی دیدم برای یک کنسرت دیگر در هامبورگ، یک ماه و نیم دیگر!

نمایش
پرسادون

با دوستان خود گفتگو کنید و دوستان تازه پیدا کنید. عکس، ویدیو، و نوشته‌های خود را به اشتراک بگذارید. پرسادون یکی از سرورهای شبکهٔ اجتماعی بزرگ ماستدون است و می‌خواهد محیطی ایمن و پایدار برای کاربران فارسی‌زبان باشد. تا وقتی که به سیاست‌های کاربری و شرایط استفادهٔ پرسادون احترام می‌گذارید، از بودن کنار شما در پرسادون خوشحال خواهیم شد.

بیشتر بدانید