مسعود ✅ کاربری روی persadon.com است. شما با داشتن حساب روی هر سروری می‌توانید نوشته‌های او را پیگیری کرده یا با او ارتباط داشته باشید. اگر هنوز حسابی ندارید این‌جا حساب باز کنید.

مسعود ✅ @masoud@persadon.com

مسعود ✅ بازبوقید

«بیاین با دوچرخه هامون شهر رو اشغال کنیم و جا برا ماشین‌های آلوده‌کننده و خطرناک نذاریم»
bit.ly/2lQWxFb
ویکی پدیا به روز کردم برین ببینید.

مسعود ✅ بازبوقید

یه کتابی هست First break all the rules کتاب متفاوتی در زمینه ی مدیریت هست. و باور های غلط رو در مورد مدیریت میگه و بررسی میکنه. 5 تا وظیفه ی اصلی هر مدیر رو تشریح و تبیین میکنه و به صورت باز این وظایف رو وباید و نباید ها و منطق پشت اونها و نیازی که بهشون هست رو تحلیل میکنه و به صورت practical برای مشکلات راه کار ارائه میده.

مسعود ✅ بازبوقید

یه کتابی هست The founders dilemmas خیلی کتاب جالبیه.
به کسایی که میخوان یا در حال راه اندازی کسب و کار هستن مشکلات راه اندازی و ادامه کسب و کار و میگه.
خودت و انگیزه هات. اخلاقت.
پیدا کردن کو فاندر. هم تیمی. تقسیم سهام.
سرمایه گذار و خروج و ....
مشکلات مختلف مهمی رو پوشش داده و برای همش راه کار خلاقانه ارائه داده توصیه میکنم بخونیدش.

مسعود ✅ بازبوقید

@masoud حس خیلی خوبیه که وسیله‌تو خودت تعمیر کنی خیلی بیشتر کیف میده..

همین دیگه! دوچرخه تعمیر شد. فقط یادم رفت از دوچرخهٔ تعمیرشده عکس بگیرم! ولی نشون به این نشون که تونستم بین دو نیمهٔ فوتبال ایران و پرتغال با همین دوچرخهٔ عزیز برم پیتزاهایی رو که تلفنی سفارش داده بودیم جَلدی بگیرم و بیام 😄

بعدش هم باد کردم چرخ رو. خوب بود چون فهمیدم همه چی درست انجام شده. ولی بعدش فهمیدم که چرخ باد زده شده تو دوچرخه جا نمی‌خوره و دوباره باید بادش رو خالی کنم 😁

مرحلهٔ بعد گذاشتن تیوب تازه در چرخ بود، که این هم خیلی داستان بود. فکر کنم دوچرخه‌سازها ابزار درست براش دارن، چون قرار دادن تیوب دور با دست چرخ خیلی سخت بود. ولی بالاخره شد.

این صحنه‌ها همه جلوی در آپارتمانمون گرفته شده. جلوی آپارتمان چهارطبقه، کنار باغچه‌های کنار در، در حالی که یه عالمه همساده و... اینا با بچه‌های کوچیکشون رد می‌شدن و نگاهم می‌کردن 😊

و نام‌برده حواسش بود که از قبل تیوب دوچرخه بخره، ولی حواسش نبود که اندازهٔ تیوب رو چک کنه! اما خوشبختانه اندازه‌ها به هم می‌خورد 😀
قطر چرخ رو البته چک کرده بودم، پهنای تیوب رو ولی نه، که اون هم شانسی درست دراومد.

ببینید چه سوراخ گنده‌ای داره! من تا حالا پنچری دوچرخه زیاد گرفتم، ولی همچین سوراخی تا حالا ندیده بودم. یه جوری بزرگه که انگار یکی خواسته خرابکاری کنه!

داستان بود درآوردن تیوبش، ولی بالاخره دراومد.

چرخ رو باید درمی‌آوردم. خدا رو شکر عکس گرفته بودم ازش، وگرنه دوباره بستن دنده‌ها داستان می‌شد.

زین دوچرخه اسفنجیه، از اونایی که خیلی زود هم آب جذب می‌کنن و هم خیلی کثیف می‌شن. برای همین روزنامه‌ای که مشاهده می‌فرمایید و این صحبتا.

و چون چرخ عقب بود، و چرخی هست که همهٔ دنده‌ها بهش وصلن، عوض کردن تیوبش خیلی سخت‌تره. مرحلهٔ اولش اینه که ایشون رو دمر بخوابونیم 😉

چرخ عقبش کم‌باد بود و واضح بود که سوراخ اساسی‌ای داره، چون حتی یک ثانیه هم باد رو نگه نمی‌داشت. در تصویر مشاهده می‌فرمایید.

گفتم تازگی‌ها دوچرخه‌ام رو تعمیر کردم؟ این فسقلی‌ای که می‌بینید. تعمیرش نزدیک سه ساعت کار شبانه‌روزی طول کشید 😉

مسعود ✅ بازبوقید

کاش همه جادی درونشون فعال میشد. اون وقت جامعه بهتری داشتیم . نگاه کنید چی درست کرده : book.bikezen.ir/index.html

مسعود ✅ بازبوقید

رصد بلعیده شدن یک ستاره‌ توسط یک سیاهچاله‌ میان‌جرم
staryab.com/?p=4811

اگه آدم از اینستاگرام و فیس‌بوک و توییتر بره بیرون، دیگه چه چیز جالب دیگه‌ای تو اینترنت باقی می‌مونه؟ اگه از من بپرسید می‌گم خیلی خیلی چیزها. این نوشتهٔ وبلاگم رو بخونید:

پیشنهادهایی برای هم‌زیستی بهتر با شبکه‌های اجتماعی
masoud.abkenar.net/blog/fa/?p=

دیروز از فروشگاه نزدیک محل کارم خرید کردم و پولش رو با عجله و با کارت بانکم دادم. قیمتشون باید روی هم نزدیک ۴ یورو می‌شد، ولی وقتی اومدم خونه و فاکتور رو دقیق نگاه کردم دیدم که بالای ۱۰ یورو شده. فهمیدم که به جای میوه، یه چیزی رو برام حساب کرده که قیمتش به تنهایی ۱۰ یورو بوده (از اسمش حدس می‌زنم که کارت شارژ یه موبایل اعتباری باشه).
حالا امروز عصر بعد از کار می‌خوام برم دعوا. مشکل این‌جاست که هیچ سندی ندارم که ثابت کنم من اون جنس ۱۰ یورویی رو نخریدم 😐 ولی زورم رو می‌زنم 🤨