پی بگیرید

وسط نوشتن یه مقاله بودم، مقاله‌ای که می‌خوام تو جایی مثل وبلاگم منتشرش کنم. به خیال خودم هنوز تا حدود نصف مقاله رو نوشته بودم. ولی یک جمله‌ای رو که نوشتم، احساس کردم که پایان مقاله همین جاست. بله، مقاله جایی که هیچ انتظارش رو نداشتم تموم شد! و من الان خودم هم از چنین پایان دراماتیکی تحت تأثیر قرار گرفتم 😮

اینا کاملاً واقعی بود. همین دو دقیقهٔ پیش اتفاق افتاد. به نظرتون دیوونه شدم نه؟ 😄

برای شرکت در گفتگو وارد حساب خود شوید
پرسادون

با دوستان خود گفتگو کنید و دوستان تازه پیدا کنید. عکس، ویدیو، و نوشته‌های خود را به اشتراک بگذارید. پرسادون یکی از سرورهای شبکهٔ اجتماعی بزرگ ماستدون است و می‌خواهد محیطی ایمن و پایدار برای کاربران فارسی‌زبان باشد. تا وقتی که به سیاست‌های کاربری و شرایط استفادهٔ پرسادون احترام می‌گذارید، از بودن کنار شما در پرسادون خوشحال خواهیم شد.

راهنمای کاربری ماستدون

دربارهٔ پرسادون