کنارم تو قطار چهار نفر ایستادن و دارن دربارهٔ بهینه‌سازی الگوریتم‌های شبیه‌سازی و مسئله‌های اصلی پردازش موازی حرف می‌زنن، خیلی هم عمیق و جدی، در این حد که فکر کنم بعضی‌هاشون کارمند اینتل و بعضی‌های دیگه فیزیک‌پیشهٔ حرفه‌ای باشن. همه‌اش هم به انگلیسی! در این حد مربوط که اسم مؤسسهٔ سابقم که توش دکتری گرفتم هم به گوشم خورد.
این وسط من دارم یه مقاله دربارهٔ جامعه‌شناسی می‌خونم،‌ ولی هر چی زور می‌زنم، حرفاشون جالب‌تر از اینه که بتونم روی چیزی که دارم می‌خونم تمرکز کنم 😆

بعد از مدت‌ها، دوباره چند تا عکس از مسیر روزانه‌ام به سمت کار

امروز تو شرکت کاری رو به نتیجه رسوندم که من و همکارم یک سال بود که حرفش رو زده بودیم و همش می‌خواستیم انجامش بدیم. می‌خواستم بیام این‌جا بنویسم که بعد از یک سال، همت کردم و دوساعته کارش تموم شد، ولی راستش این طور نشد! دو روز و نیم طول کشید تا یه برنامهٔ چموش تحت سرور رو نصب و تنظیم کنم. ولی فرقی نمی‌کنه دو ساعت یا دو روز. کار رو باید انجام داد و پیش رفت... :)

دیروز سر کار دست به هر چی می‌زدم طلا می‌شد! یه ویژگی تازهٔ مهم برای محصولمون رو (که روز قبل کدش رو زده بودم) آزمایش کردم و به شکل راضی‌کننده‌ای کار کرد. یکی دو تا اشکال کوچیکی رو هم که باقی مونده بود حل کردم. آخرش هم یه رابط کاربری براش ساختم که چون اولین بارم بود، به مشکل خوردم ولی با یه ایمیل و زنگ به همکارم در بخش رابط‌های کاربری، اون مشکل هم خیلی سریع حل شد و همون بار اول کار کرد.
روز به این خوبی واقعاً کم پیش میاد ولی امیدوارم هی بیشتر بشه 😃

تو آلمان قحطی انبه اومده یا چی؟ امشب سوپرمارکت نزدیک خونه‌مون هر یک دونه انبه رو می‌فروشه ۵٫۹۹ یورو 😱
دوستان مقیم ایران، لطفاً خودتون برید تبدیلش کنید به تومن و به جای من تعجب کنید 🤨

الان سوار قطار از کار به سمت خونه‌ام و متوجه شدم که رئیسم هم تو همین قطار نشسته. متنها تا حالا نه من به روی خودم آوردم نه اون 😄

امروز گوشی‌ام رو خونه جاگذاشتم و تمام روز توی راه و سر کار بدون گوشی بودم، و عجب روز خوب و آرومی بود 😀

دارم برای اولین مهمون‌های امسالمون سالاد شیرازی درست می‌کنم 😃

چه باور داشته باشی چه نه،
ما جهان رو نمی‌تونیم بهتر کنیم.
خودمون رو ولی چرا.

پلاکارد تبلیغاتی مک‌دونالد

یه عصر بهاری (امروز) که یه کم زودتر از سر کار برگشتم، هوا خنک و آسمون آبی بود که رفتم تو سوپرمارکت نزدیک خونه که چند تا چیز کوچیک برای شام امشب بخرم. خریدم پنج دقیقه بیشتر طول نکشید. ولی وقتی اومدم بیرون، آسمون سیاه شده بود، زمین خیس بود، درختا تکون می‌خوردن، و داشت شدید برف می‌اومد. به همین سوی چراغ اگه دروغ بگم!

ظهر شنبه ۲۳ مارس تو مونیخ قراره بریم تظاهرات! علیه قانون تازهٔ کپی‌رایت اتحادیهٔ اروپا موسوم به . امروز از یه سطل آشغال بزرگ تو شرکتمون دو تا تیکه مقوای سفید بزرگ (برای نوشتن شعار!) پیدا کردم. تمام راه به سمت خونه رو هم داشتم فکر می‌کردم روش چی بنویسم! یه ایده برای شعار دارم که فکر کنم بدک نیست... 😀
saveyourinternet.eu

این جا هوا دوباره قاطی کرده. از صبح داره مثل چی برف میاد 😃❄️ خوبیش ولی اینه که (چه جوری ممکنه البته؟) دمای هوا هنوز بالای صفره.

دیشب با تنظیم‌های DNS سایتم یه کم ور رفتم. الان از خواب پاشدم و می‌بینم که همه چی ترکیده: سایتم، وبلاگ‌هام، نکست‌کلاودم، آمارگیرم، سرور ایمیلم، همه چی! خود سرور سر جاشه و مثل بنز داره کار می‌کنه، ولی آدرس سایتم رو که بزنی وصل نمی‌شه به سرور. هر کاری هم که می‌کنم درست نمی‌شه 😂 🙈

امروز رفته بودم سوپرمارکت نزدیک محل کارم، و خیلی اتفاقی دیدم که یه آقای خیلی پیری اومده بود و می‌خواست یک دونه جنس، و فقط همون یک دونه رو، حساب کنه: یه کارت تبریک که روش نوشته بود «تولد هفتاد سالگی‌ات مبارک» 😍

منظرهٔ همیشگی راهم به سمت کار، این بار ولی زیر یه خروار قشنگ ❄️ 😃

یک هفته است که دارم زور می‌زنم یه ویژگی تازهٔ محصولمون رو جوری پیاده کنم که به نظر خودم «تمیز»تره، هرچند اگه پیاده‌سازی‌اش یه کوچولو سخت‌تر باشه. همزمان دو تا از همکارهای باتجربه‌ام دو هفته است که دارن بهم اصرار می‌کنن که «همین جوری که ما برای ویژگی‌های مشابه کد زدیم تو هم بزن بره مهندس!» من هم هی گیر دادم 😏

حالا بر حسب تصادف، هر کاری می‌کنم روش خودم رو پیاده کنم یه مشکلی از توش درمیاد. امروز دومین تلاشم هم با یه سری پیغام خطای مسخره شکست خورد. همین روزاست که از رو برم... 😓

باگی رو که سه هفته بود داشتم دنبال دلیلش می‌گشتم، امروز بالاخره یه گوشه تنها گیر آوردم و تا می‌خورد زدمش! ضریهٔ آخر رو من و همکارم با هم زدیم. دیگه جدی فکر کنم فهمیدیم دلیل وقوع باگ چیه. وقتی که دلیل رو فهمیدیم، دیگه راه رفع باگ خیلی آسون بود و تونستم ظرف نیم ساعت بنویسمش. فقط مشکل این جاست که خیلی سخته که مطمئن بشیم رفعش کردیم یا نه، چون باگش خیلی به ندرت و در شرایط عجیبی رخ می‌ده که بازسازی‌کردنش خیلی سخته.
ولی در هر حال خیلی خوشحالم که بالاخره به یک نتیجه‌ای رسید 🙂

نمایش
پرسادون

با دوستان خود گفتگو کنید و دوستان تازه پیدا کنید. عکس، ویدیو، و نوشته‌های خود را به اشتراک بگذارید. پرسادون یکی از سرورهای شبکهٔ اجتماعی بزرگ ماستدون است و می‌خواهد محیطی ایمن و پایدار برای کاربران فارسی‌زبان باشد. تا وقتی که به سیاست‌های کاربری و شرایط استفادهٔ پرسادون احترام می‌گذارید، از بودن کنار شما در پرسادون خوشحال خواهیم شد.

راهنمای کاربری ماستدون

دربارهٔ پرسادون بیشتر بدانید