نمایش
مسعود :verified: بازبوقید

باورش سخته ولی اینجا جز معدود جاهایی هست که من تو کل عمرم تونستم بعضی حرفامو که در حالتی دیگه مسخره به نظر میاد و بزنم

چند وقت پیش‌ها، بعد از این که برای یک رانندهٔ از دور دست تکون دادم که راه نیفته که من بتونم سوار شم و اون هم لطف کرد و برام موند، موقع پیاده شدن دوباره ازش تشکر کردم. یعنی روی پله‌برقی بودم که از دور لبخند زدم و دستم رو به نشانهٔ تشکر براش بردم بالا. گل از گلش باز شد :flow:، از خوشحالی تقریباً از روی صندلی‌اش بلند شد و به سمتم خندید! فکر کنم انتظار تشکر من رو نداشت، ولی راستش من هم انتظار این همه خوشحالی رو از طرف ایشون نداشتم 😀

شمارهٔ آخر کُرُن رو الان شنیدم و هیچ انتظار چنین چیزی رو نداشتم. دنیای تازه‌ای رو برام باز کرد. دربارهٔ آموزش موسیقی به کودکانه، و واقعاً زیباست.
koron.podbean.com/e/episode-17

مسعود :verified: بازبوقید
#ایران #گیلان #ماه # #آسمان #iran #gilan #guilan #moon #sky

بیست و هشتمین دورهمی گنو پنج‌شنبه ۱۰ مرداد در فاصلهٔ صد متری از خونهٔ دانشجویی سابق من در تهران برگزار می‌شه و من الان مونیخم 😔

مسعود :verified: بازبوقید

محدود شدن اکانت های ایرانی‌ها روی گیت هاب
jadi.net/?p=16997

مسعود :verified: بازبوقید

بعله یک عمر فارسی تایپ کردیم و ندانستیم و جای ممیز، بک‌اسلش و جای هزارجداکن، ویرگول گذاشتیم:
نمونه‌ی درست:
نیم: ۰٫۵
هزار: ۱٬۰۰۰

نمونه‌ی غلط:
نیم: ۰/۵
هزار: ۱،۰۰۰

امروز مهمون داریم و الان داریم براش آماده می‌شیم 😀. همکار آلمانی سابقم تو دانشگاه مونیخ با همسرش دارن میان پیش ما. هر دوشون از ما چهار پنج سال کوچیک‌ترن، ولی خیلی آدم‌های عمیق و جالبی هستن. از اونا که می‌شه باهاشون ساعت‌ها دربارهٔ جامعه، زبان، فرهنگ، فناوری، ادبیات و هزار تا چیز دیگه حرف زد و لذت برد (آخه برای ما که تو این جامعه گریبیم، فرصتش زیاد پیش نمیاد). تنها باری هم که در یک جشن عروسی آلمانی بودیم هم مال همین دو نفر بود.
غذای امشب: قرمه سبزی، سالاد شیرازی، و میرزاقاسمی 😀😋

از این که ببینم آدم‌های عادی ارزش چنین چیزهایی رو درک می‌کنن و به‌کارش می‌برن خوشحال می‌شم. آخه به‌کاربردنشون اون قدرها هم سخت نیست، و فکر کنم بیشتر آدما اگه کمی درباره‌اش بخونن و بدونن چی به دست میارن، به کارش می‌برن.

این جور رمزگذاری رو بهش می‌گن رمزگذاری سرتاسر (end-to-end encryption). یعنی متن ایمیل فقط در دستگاه گیرنده به شکل قابل خوندن تبدیل می‌شه و برای هیچ کسی (حتی شرکتی که ایمیل‌تون رو روش ثبت کردید یا سرویس‌دهندهٔ اینترنتتون) قابل خوندن نیست.
emailselfdefense.fsf.org/fa/

همین الان ایمیلی دریافت کردم که برای من (و فقط من) شده بود، یعنی فرستنده به خودش زحمت داده بود تا متن ایمیل رو با کلید PGP ایمیل من رمز کنه (حالا البته زحمتی هم نداره، فقط باید بدونی چیه و دکمه‌اش رو بزنی). از یک آدم تقریباً غریبه بود که تازگی فقط برای یک کار اداری باهاش تماس گرفتم و هیچ صنمی دربارهٔ مسائل کامپیوتری و امنیتی با هم نداریم.

از این که این قدر طبیعی پیش رفت خیلی خوشم اومد. من تو ایمیلم بهش (طبق معمول) کلید عمومی‌ام رو پیوست کرده بودم و اون هم ایمیل بعدی رو رمزشده فرستاد.

مسعود :verified: بازبوقید

وقتی چیزی بد می بینین، مداخله کنین! درست و راحته
jadi.net/?p=16992

متروی نزدیک خونهٔ ما هر ده دقیقه میاد. یه روزایی که میام تو ایستگاه، ناگهان شگفت‌زده می‌شم که تقریباً همهٔ آدمایی که تو ایستگاه هستن دیروزش درست همون‌جا تو ایستگاه ایستاده بودن! تا این که یادم میاد که *من* کاملاً تصادفی همون قطاری رو سوار شدم که دیروز سوار شده بودم.

[یعنی بیشتر آدم‌های اطرافم همیشه دقیقاً در یک ساعت خاص راه می‌افتن به سمت کار، و انگار فقط من هستم که کارم هیچ نظمی نداره و مثل نخودی بین ساعت‌های مختلف جابه‌جا می‌شم و لابد برای همهٔ اون منظم‌ها توچشم هستم!]

این پوریا ناظمی @pourianazemi عجب مطلب جالبی رو ترجمه کرده. هنوز تا آخرش نخوندم ولی شدیداً منو به فکر فرو برده. آیا روزنامه‌نگار علمی حق انتقاد از کار پژوهشی رو داره؟ یا وظیفه‌اش (و چالش‌اش) فقط انتقال حرف‌های دانش‌پیشه‌هاست، بدون کم‌وزیاد و حتی پس از تأیید اون‌ها؟

بازنگری در نقش روزنامه‌نگاری علم
pourianazemi.com/2019/07/21/un

مسعود :verified: بازبوقید

نوشتهٔ وبلاگی امیر ناظمی،‌ معاون وزیر ارتباطات و رییس سازمان فناوری اطلاعات ایران

دکتر! ما را حمایت کنید!
virgool.io/@nazemi/%D8%AF%DA%A

مسعود :verified: بازبوقید

بررسی تاثیر تحریم‌ها بر انتشار مقالات ارسالی از ایران‬
psi.ir/news2_fa.asp?id=2849

بعد از چند روی هوای بهاری، دوباره این‌جا سرد شده و از دیشب داره بارون میاد.

یه دقه صب کن، اصلاً چرا باید در سال ۲۰۱۹ یک دولت (مثلاً) پیشرفته مدرکی رو به شکل *کاغذی* بده دست مردم که بعد آدم بره همون کاغذ رو به یک ادارهٔ دیگه از *همون دولت* نشون بده؟ یه ایمیل نمی‌تونستن بزنن به اداره بغلی؟ 😡 👊
[سرش را محکم به نمایشگر و صفحه‌کلید لپتاپش می‌کوبد]

اصلاً چه معنی داره من این همه راه بکوبم و پاشم برم اون‌جا و دیر برسم سر کار؟ یه امضا رو می‌تونستن خیلی راحت اینترنتی از آدم بگیرن و خودشون اون مدرک مربوطه رو با پست بفرستن در خونه [عصبانی می‌شود]

نمایش
پرسادون

با دوستان خود گفتگو کنید و دوستان تازه پیدا کنید. عکس، ویدیو، و نوشته‌های خود را به اشتراک بگذارید. پرسادون یکی از سرورهای شبکهٔ اجتماعی بزرگ ماستدون است و می‌خواهد محیطی ایمن و پایدار برای کاربران فارسی‌زبان باشد. تا وقتی که به سیاست‌های کاربری و شرایط استفادهٔ پرسادون احترام می‌گذارید، از بودن کنار شما در پرسادون خوشحال خواهیم شد.

راهنمای کاربری ماستدون

دربارهٔ پرسادون