نمایش
مسعود :unverified: بازبوقید

مادرهایی که استعفا میدن چون مدرسه ها و مهدها باز نیستن. مادرهایی که تقاضای تقلیل ساعات کاری میدن. مادرهایی که اخراج میشن. مادرهایی که نمی تونن مقاله بنویسن یا به خوبی همکارهای مردشون ظاهر بشن... و حتا حرفش رو هم نمی تونن بزنن از یه طرف چون مادرن و مادر باید ذاتا فداکار باشه، از یه طرف چون مسخره میشن که نازک نارنجی اند و به درد دنیای کار نمی خورن.

نمایش رشته
مسعود :unverified: بازبوقید
مسعود :unverified: بازبوقید

دوسال بعد از فیلتر شدن تلگرام در ایران؛ رقابت پیام‌رسان‌های داخلی به کجا رسید؟
bbc.com/persian/iran-features-

این جوری تا آخر تاریخ هر وقت هرزنامه بهم فرستاده شد، این دو تا کار رو می‌تونم بکنم:
می‌تونم بفهمم که کدوم لاجنسی نشونی‌ام رو به اسپمرها لو داده و پدرش رو دربیارم.
می‌تونم خیلی راحت شیر اون اسپم رو ببندم، چون حتی اگه یارو نشونی ایمیلم رو به هزارتا اسپمر هم داده باشه، با بستن اون نشونی موقت خاص همه چی مسدود می‌شه.

نمایش رشته

هر بار که بخوام نشونی ایمیل‌ام رو به کسی بدم، همون لحظه تو ذهنم یه نشونی تازه اختراع می‌کنم و اون رو می‌دم. مثلاً موقع ثبت نام توی سایت‌ها، نشونی دامنهٔ همون سایت رو به جای نام کاربری می‌گذارم یا اگه تو فروشگاهی کسی نشونی ایمیل‌ام رو خواست، اسم فروشگاه رو به جای نام به یارو می‌گم.

نمایش رشته

این وسط یه کار خوب هم می‌کنم که در نهایت در مدیریت ایمیل‌ها (یا بهتره بگم مدیریت اسپم‌ها!) خیلی کمکم خواهد کرد: یکی از دامنه‌های ایمیل روی سرور ایمیل‌ام رو جوری تنظیم کردم که مستقل از نام کاربری ایمیل، همه چیز خودبه‌خود فرستاده بشه به لونهٔ اسپم‌ها. یعنی AnyUsername@mydomain.mytld بره به spamcatcher@myOtherdomain.mytld. یعنی هر چیزی به جای نام کاربری بنویسم، معتبره و منتقل می‌شه به لونهٔ اسپم‌ها.

نمایش رشته

آخرین نشونه‌های گوگل رو هم دارم از زندگی‌ام پاک می‌کنم. داستانش طولانیه، ولی الان اون جایی هستم که دارم نشونی ایمیلی رو که برای ثبت نام به سایت‌های مختلف دادم، یکی یکی از جی‌میل منتقل می‌کنم به نشونی ایمیل خودم؛ ایمیلی که سرورش هم مال خودمه.

مسعود :unverified: بازبوقید

One million seconds ago, it was still the start of this month.

One billion seconds ago, it was the 1980s, and the first discussions about the World Wide Web were happening.

One trillion seconds ago, it was the palaeolithic era, around the time when the oldest known cave paintings were made.

نمایش رشته

در حالی که منتظرم کوکوها بپزن و آثار جرم رو از سطح آشپزخونه پاک می‌کنم، دارم مصاحبهٔ هوش مصنوعی رو با ریچارد داوکینز می‌شنوم. خیلی وقت بود که صدای رو نشنیده بودم. تا این‌جا که گفتگوشون فقط دربارهٔ تکامل (و نه خداباوری) بوده. یه مثال جالب از یک عضو احمقانه و به شدت ناکارامد در بدن زرافه زد که به خاطر خنگی تکامل به وجود اومده. بسی نشاط رفت!
Artificial Intelligence (AI Podcast with Lex): #87 – Richard Dawkins: Evolution, Intelligence, Simulation, and Memes lexfridman.com/richard-dawkins

شام امشب، دو تا ماهیتابه کوکوسیب‌زمینی 😀

مسعود :unverified: بازبوقید

RT @hesaam__
خب من رسما پروسه استعفام تموم شد. دولوپر گو/پایتون نمیخواین؟

مسعود :unverified: بازبوقید

بعضی مواقع کتاب می‌خوانم که ریتم فکر کردنم منظم بشه. برای این کار ممکنه همچنین از روی یه طراحی با inkscape بشینم کپی وکتور بزنم. با گروه ساز می‌زنم یا کاور می‌کنم همینطور آرام می‌شم و یه عالمه کار دیگه.

مسعود :unverified: بازبوقید

@masoud البته، من با فرض اولیه نوشته مخالفم که می گه سیاست "جزئی" از جامعه ست. واقعیت اینه که همه چیز ما سیاسی ست؛ تو اون بیانیه هم بازگشت به جامعه یعنی سیاست جمعی.
پیش خودم حرف ایشون رو این طور تصحیح می کنم که "حزب بازی" بخشی از جامعه ست.
ولی غیر از این نکته های درست و اشاره های دقیقی داره.

مثلاً کاری که خیلی از ما برای گسترش نرم‌افزار آزاد می‌کنیم، یا حفظ محیط زیست، یا مهربان بودن با حیوانات، یا حفظ و گسترش پویایی جمع‌های علمی و پژوهشی، یا... این‌ها هیچ کدوم هدر نمیرن که هیچ، پایه‌های جامعه رو برای تغییرهای آینده محکم می‌کنند.

نمایش رشته

@SiMA
اصل حرفش (جوری که من می‌فهمم) اینه که برای تأثیرگذاری مثبت بنیادی روی جامعه لازم نیست حتماً کار سیاسی بکنیم، حتی اگه لازمهٔ رسیدن به مطلوب ما، تغییر یا اصلاح گستردهٔ ساختار سیاسی فعلی باشه.

همین که ساحت‌های گوناگون موجود در جامعه رو (که بیشترشون هیچ ربط مستقیمی به سیاست هم ندارند) پویا و گسترده کنیم، همین یکی از بزرگ‌ترین پایه‌ها برای تغییر سیاسی در آینده خواهد بود، و البته مستقل از سیاست هم ارزش خواهد داشت.

نمایش رشته

این نوشتهٔ رو فکر کنم چند ماه پیش @SiMA به اشتراک گذاشت. من همون موقع نگاهی بهش انداختم و فرستادمش تو فهرست خواندنی‌های آینده (تو wallabag) که بعداً بخونمش.

✍ یادداشت محمدجواد کاشی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در مورد بیانیه «دانشجویان متحد» پیرامون انتخابات مجلس
telegra.ph/676-02-21

تازه بعد از چند ماه وقتی که پشت در اتاق دکتر منتظر بودم خوندمش و دیدم که حرفش چه قدر آشنا و بنیادیه.

این بوق قدیمی خودم که الان بازبوقیدمش مال شش ماه پیشه. حدس بزنید دربارهٔ چی بوده 😍

مسعود :unverified: بازبوقید
مسعود :unverified: بازبوقید

چهل ساعت پیوسته بیدار بودم، بدون هیچ قهوه و مواد مواد روان‌گردان مشابهی. کار کرد، و از همه بیشتر، خواب بعدش خیلی کیف داد 😀

دلیل بیداربودنم سرشلوغی بود، و دلیل قهوه نخوردنم هم این بود همه‌اش امیدوار بودم همون وسطا یه وقتی گیر بیاد که چند لحظه چشمم رو هم بذارم، ولی خب نمی‌شد!

پروژهٔ اجباری : تعمیر ماشین لباس‌شویی 😑
امیدوارم مشکل همون اولین موردی باشه که تو دفترچه راهنماش نوشته و بتونم از پسش بربیام...

نمایش
پرسادون

با دوستان خود گفتگو کنید و دوستان تازه پیدا کنید. عکس، ویدیو، و نوشته‌های خود را به اشتراک بگذارید. پرسادون یکی از سرورهای شبکهٔ اجتماعی بزرگ ماستودون است و می‌خواهد محیطی ایمن و پایدار برای کاربران فارسی‌زبان باشد. تا وقتی که به سیاست‌های کاربری و شرایط خدمات پرسادون احترام می‌گذارید، از بودن کنار شما در پرسادون خوشحال خواهیم شد.

راهنمای کاربری ماستودون در ویکی‌کتاب

دربارهٔ پرسادون