نمایش

در باب مسئولیت فعالان :

“Only a crisis — actual or perceived — produces real change. When the crisis occurs, the actions that are taken depend on the ideas that are lying around. That, I believe, is our basic function: to develop alternatives to existing policies, to keep them alive and available until the politically impossible becomes politically inevitable.”

Capitalism and Freedom
Milton Friedman, University of Chicago Press
1 January 1962

از این‌جا: newdesigncongress.org/en/pub/t

مسعود :unverified: بازبوقید

اگر برید توی صفحه‌ی #ماستودون یه نفر یه گزینه جدید اضافه شده به نام یادداشت! یعنی می‌تونی توی صفحه‌ی طرف برای «خودت» یه چیزی بنویسی. باحاله. دیگه یادت نمی‌ره کی کی بود :)

مسعود :unverified: بازبوقید
مسعود :unverified: بازبوقید

پیشنهاد مستند
درباره‌ی توسعه‌ی شهر استانبول به قیمت آواره کردن حاشیه‌نشین‌ها و طرح‌های رانت‌محور و بدون پشتوانه‌ی علمی.
Ekümenopolis: City Without Limits
Imre Azem
2011

و اما درباره دوگانه «اصلاح» و «انقلاب» [...] اگر چه در سطح نظری این مفاهیم کاربرد دارند و می‌توانند در توضیح وضعیت‌های واقعی مفید باشند، ولی در عمل و در واقعیت سیاسی و اجتماعی رابطه تنگاتنگی بین این دو وجود دارد. و ضرورتاً یکی از آنها دیگری را مغشوش و یا منتفی نمی‌کند. مثالهای بارز این رابطه به نظر من همین انقلاب‌های بهار عربی -بخصوص در تونس، مصر و یا یمن- هستند. به طوری که به نظر من آنچه اتفاق افتاد جمعی از اصلاح و انقلاب بود. به همین دلیل من تعبیر refo-lution را درباره آنها به کار برده‌ام.

نمایش رشته

آنهایی که به آینده فکر می‌کنند باید درگیر فکر کردن به بدیل باشند؛ در موردش بنویسند؛ صحبت کنند؛ و منتشر کنند. به نظر من هیچ دلیلی ندارد که یک ایده مهم هژمونیک نشود. [...] من آینده‌ را تاریک و از پیش معین شده نمی‌‌بینم. چون این موانع و مشکلاتی که به وجود آمده است خودشان در تضاد با هم هستند و بازاندیشی برای تغییر آنها خیلی مقدور است و حتی شروع هم شده است...

نمایش رشته

خودشان ضرورتا قبل از انقلاب تفکر انقلابی نداشتند که یک چشم‌اندازی داشته باشند که چنین نظمی را می‌خواهیم. اما در زندگی روزمره و با آنچه که می‌خواهند، و در عمل حاکمیت را به چالش می‌کشند. و بعد از انقلاب [...] در عمل نشان داده‌اند که تغییراتی رادیکال می‌خواسته‌اند که جنبش‌های اشغال و خودگردانی به وجود آورده‌اند. پس اگر ما انقلاب را در آن حیطه‌ها، یعنی تغییر در مجموعه‌ای از دامنه‌های مختلف در جامعه و از پایینش ببینیم، به گونه‌ای می‌شود گفت که این افراد هم در انقلابی کردن جامعه مشارکت کرده‌اند.

نمایش رشته

در کارهای اولیه‌ام یعنی نوشتن در مورد فرودستان شهری و ناجنبشها و از این دست برای من مهم بوده است که بدانم این افراد با آن وضعیت‌هایی که دارند چه کار می‌کنند و چه کار می‌توانند بکنند. و سعی کردم نشان بدهم که کارهای مهمی می‌توانند بکنند؛ مثلا در زندگی روزمره قدرت را به چالش بکشند و یا زندگی‌شان را بهتر کنند. توضیح هم داده‌ام در مصاحبه‌های اخیر که ضرورتا این افراد «انقلابی»، به مفهوم خواهان دگرگونی کامل جامعه و دولت، نیستند. همچنین ادعایی هم ندارند.

نمایش رشته

دارم گفتگوی طولانی سایت میدان @meidaan با آصف بیات رو می‌خونم:

باید به بدیل بیاندیشیم و آن را ممکن کنیم
meidaan.com/archive/66529

شاید بخش‌هایی از چیزی رو که می‌خونم کم‌کم این زیر نوشتم.

مسعود :unverified: بازبوقید
مسعود :unverified: بازبوقید

یک ماه و نیم دیگر تا تاریخ رسمی #روز_آزادی_نرم‌افزار باقی مانده است. شاید بد نباشد به بخشی از توضیحات مندرج در وب‌گاه این روز در خصوص اینکه چگونه این روز را جشن بگیریم نگاهی داشته باشیم.

سه راه اصلی برای جشن گرفتن است:
۱. به گروه‌های محلی که این جشن را برگزار می‌کنند بپیوندید.
۲. گروه خودتان را برای جشن تشکیل دهید.
۳. مدارس محل را ترغیب به برگزاری چنین جشنی کنید.

برای داشتن بیش‌ترین اثر بخشی، این گروه‌های هدف را مد نظر داشته باشید:

- خانواده‌ها
- دولت
- کسب و کارهای کوچک
- کسب و کارهای بزرگ
- مدارس و دانشگاه‌ها

البته این که وب‌گاه رسمی چه پیشنهاداتی داشته باشد وحی منزل نیست. کما اینکه بسته به شرایط در نقاط مختلف، انتظار می‌رود افراد متناسب با ضروریات محیط خود دست به انتخاب روش و اقدام متناسب بزنند. اما به عنوان یک منبع الهام‌بخش، شنیدن پیشنهاد این وب‌گاه خالی از لطف نیست.

به مرور بیشتر درباره جشن روز آزادی نرم‌افزار خواهم نوشت.

#SFD99

wiki.softwarefreedomday.org/St

حال امشب ما رو استاد با تقریب خوبی توصیف کرده‌اند؛ البته شجریان رو نمی‌گم، استاد شب‌پره منظورمه:

شدم اسیر دختری که حرف حالیش نمی‌شه!
هر چی بهش می‌گم بخور، نه می‌گه نمی‌شه!
نمی‌دونم که آخر قصهٔ ما چی می‌شه؟
می‌ترسم خوابش ببره، شامشو نخوره همیشه...

هیچ وقت این همه از فهرست روبه‌گسترش مقاله‌ها و صفحه‌های جالبی که نخوندم و روی wallabag-ام ذخیره کردم عقب نبودم...

مسعود :unverified: بازبوقید

به باور من نه‌تنها می‌تونه همین لحظه جایگزین تمام نرم‌افزارهای اتوماسیون اداری در تمام شرکت‌ها و سازمان‌ها بشه، که کلی ویژگی‌های خفن‌تر هم بهشون بده که بتونن دورکاری و مشارکت همگانی رو در لحظه داشته باشن.

امروز برای ناهار، به جای دو پیمانه، داریم سه پیمانه برنج می‌پزیم. باقالی‌ها هم از دیشب دارن خیس می‌خورن. کره و گردو هم آماده است. می‌ریم که بللللله.... 😋😁

مسعود :unverified: بازبوقید

@Salizan

مجموعه CreativeCommons یک سری پروانه برای انتشار آثار فرهنگی تدوین کرده که ایده‌شون اینه که «کلیه حقوق محفوظ است» را بکنیم «برخی حقوق محفوظ است» و تا حای ممکن تلاش کنیم دایره این حقوق محفوظ، کوچک‌تر شود. بین این پروانه‌ها، سه پروانه به عنوان پروانه #فرهنگ_آزاد شناخته می‌شن که این‌ها هستند:

CC0
که با نام Public Domain هم شناخته می‌شه و می‌گه هیچ حقی محفوظ نیست. غیر از آثاری که با چنین پروانه‌ای منتشر می‌شن، آثاری که دوره قانونی حق نشرشون تمام شده و آثار خیلی قدیمی (مثلا اشعار حافظ) در این دسته هستند. کسی نمی‌تونه چنین اثری رو تحت حق نشر خودش در بیاره.

CC-BY (attribution)
استفاده از اثر به هر منظوری (استفاده، ترکیب یا ساخت اثری بر اساس آن، حتی به صورت تجاری) تنها به شرط اشاره به نام پدیدآورنده اصلی مجاز است.

CC-BY-SA (attribution, share alike)
استفاده از اثر به هر منظوری (استفاده، ترکیب یا ساخت اثری بر اساس آن، حتی به صورت تجاری) تنها به دو شرط مجاز است: ۱.اشاره به نام پدیدآورنده اصلی و ۲.انتشار اثر جدید با همین پروانه.

این یعنی شما می‌توانید عکس بنده را به هر منظوری مورد استفاده قرار دهید به شرطی که بگویید اثر شما بر اساس عکسی از مصطفی آهنگرها ساخته شده و اینکه اثر خودتون رو هم با همین پروانه CC-BY-SA منتشر کنید.

امیدوارم خوب توضیح داده باشم.

مسعود :unverified: بازبوقید
«شهر غلغله» نام تپه‌ای باستانی در ]چند کیلومتری #بامیان در #افغانستان است. گفته می‌شود دلیل نام‌گذاری آن به حمله مغول‌ها و کشتار آن‌ها در شهری که روی این تپه بنا شده بوده است برمی‌گردد.

#عکاسی #تاریخی #photography #afghanistan #bamyan #darktable

CC-BY-SA Mostafa Ahangarha
مسعود :unverified: بازبوقید
مسعود :unverified: بازبوقید

از همون وقتی که با «unfollow» و «like» خواستیم موافقت و مخالفت و موضع‌مون رو نشون بدیم، از همون موقع باختیم.

سه روز مریض بودم. از شانس بد من یه بخشی از محصول در حال توسعه‌مون (که مربوط به من بود) ترکیده بود (به طور استعاری البته) و از اون بدتر، تنها کسی به جز من که اون هم می‌تونست مشکل رو حل کنه رفته بود مرخصی!

برای سه روز، یک تیم حدوداً صد نفره بی‌کار بودند چون تا پیش از حل شدن این مشکل هیچ چیز دیگه‌ای نمی‌کرد.

وقتی امروز وارد سالن توسعه شدم، مردم داد می‌زدن فلانی بالاخره اومد!!!

استرس‌اش بد بود، به ویژه این که هنوز مطمئن نیستم همه چیز درست شده باشه، ولی برای یک روز شدیداً حس «آدم مهم» داشتم 😁

نمایش
پرسادون

با دوستان خود گفتگو کنید و دوستان تازه پیدا کنید. عکس، ویدیو، و نوشته‌های خود را به اشتراک بگذارید. پرسادون یکی از سرورهای شبکهٔ اجتماعی بزرگ ماستودون است و می‌خواهد محیطی ایمن و پایدار برای کاربران فارسی‌زبان باشد. تا وقتی که به سیاست‌های کاربری و شرایط خدمات پرسادون احترام می‌گذارید، از بودن کنار شما در پرسادون خوشحال خواهیم شد.

راهنمای کاربری ماستودون در ویکی‌کتاب

دربارهٔ پرسادون