از وقتی زایبا حساب جدید ساخته و اسمش رو از زایباتسو تغییر داده، هر بار دارم تایم‌لاین رو گذرا می‌رم پایین، تا به مطلبی ازش می‌رسم برای یه لحظه می‌خونم «گلوریای زیبا»! 😄

(@Mrtzzz سلام و عرض ادب😊)

حالا می‌دونم همه‌تون می‌دونستید ها! خب من امشب یادگرفتم! :)

نمایش رشته

سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی
ما را ز سر بریده می‌ترسانی؟

ما گر ز سر بریده می‌ترسیدیم ...

هر بار این ترانه رو شنیده بودم، ته ذهنم اومده بود که این مصرع اول یعنی چی توی این شعر؟ ربطش به بقیه شعر چیه؟ یه چیزی نوشته قافیه جور دربیاد؟! امشب ترانه داشت پخش می‌شد. بالاخره سوال رو از پس ذهنم کشیدم بیرون، گشتم، و ناگهان با شهید هُوارد باسکِرویل آشنا شدم!!

🌹

زینب بازبوقید

زنان در چندکارگی بهتر نیستند، فقط بیشتر کار می‌کنند
meidaan.com/?p=68528

البته از حق نگذریم، بی‌قانونی هم نکرده بودن. بیش از دو نفر با هم نبودن، غیر از توی اتوبوس که مجازه. اتوبوس‌ها هم متوسط ۶-۵ نفر.

نمایش رشته

نشستم روبه‌روی پنجره، ده دقیقه زمان گرفتم. حداقل صد نفر، پیاده، سوار دوچرخه، موتور، اتوبوس‌ و سواری رد شدن. بیشتر پیاده یا با دوچرخه. صدتا رو قشنگ شمردم، اما توی اتوبوس و ماشینا اگر شک داشتم که اون صندلیه یا آدم نشمردمش!

شنبه بعدازظهره. تو این خیابون فروشگاهی نیست. کلی هم توصیه و سفارش که نیایید بیرون. آهان البته عجب آفتابیه هااا!

لامصبا، می‌خواید بدید یه چند روزم به‌جای شما بمونم تو خونه، مریض نشیم! سوشال‌ش رو اینا برداشتن، دیستنس‌ش مونده برا ما!

تو این ویروس و وانفسا، یکی داشت با دست و شاخه‌ی درخت تو سطل‌های بزرگ زباله‌ ساختمون کنکاش می‌کرد. آخرسر یک قوطی خالی گیرش اومد، برداشت و سوار دوچرخه‌اش شد رفت... :/

روز هفتم بود ولی مجبور شدم بشکنمش. بیرون بگو چقدر عوض شده! دارم می‌رم نون بگیرم، استرس دارم پولو بدم، همه با تعجب نگام کنن بزنن زیر خنده که قاه‌قاه‌قاه این سکه که مال دوران آنگلیوس مِرکِلیوس‌ه!

سوال: پنجره‌ات این باشه، اینترنتت هم به راه، اصلا چرا بخوای بری بیرون؟

جواب: نون ندارم، می‌فهمی؟!!

از صبح از خانواده فقط یک مجموعه تصویر ناواضح فریزشده در حالت‌های مختلف، هر ۵-۱۰ ثانیه یه سیگنال صوتی، و چندتا پیکسل هم از خواهر کوچیکه‌ام نصیبم شد!
آهان و البته تصویر آش صبحونه‌شون که قدرتی خدا اون حتی پیازداغای روشم واضح بود!😀

(هم‌وطن حالا همه‌ی اون صدگیگ وزیر رو امروز تموم نکردی هم طوری نیستا!😃 😉)

یعنی قاشق دستشون بوده تا الی احسن الحال رو گفته شروع کرده بودن :)))

نمایش رشته

امسال پخشیم.قرار بود تحویل سال همه تصویری دور هم باشیم.بنده تحویل سال رو اشتباه حساب کرده بودم و تازه ۵ دقیقه بعدش لپ‌تاپ روشن کردم فهمیدم! از بقیه هم خبری نشده بود. دیدم فقط برادرزاده‌ام یه تماس ناموفق داشته(بازم به معرفت بچه🙂)
گفتم حتما نت ضعیف بوده یا فکر کردن خوابم. زنگ زدم خونه‌مون، دیدم عوففف آش آبادان گرفتن دور هم دارن صبحونه می‌خورن!:))
هیچی دیگه، سلامی کردم قرار شد بعد صبحونه خودشون زنگ بزنن :)
منم که لابد نخواستن بیدار کنن. آره، آره[به خودش روحیه می‌دهد]😉🤣

هشتگ سال تحویل‌گرفته‌شدن ملی

الان دیگه هرچی می‌خوام بنویسم، استرس دارم! هی نگاه می‌کنم ببینم دسترسیش مناسبه یا نه! پیام مستقیمه یا وسط تایم‌لاین😅

لطفا یا این شیوه‌ی نمایش پیام مستقیم ماستودون رو درست کنید، یا یه نسخه‌ی ساده برای اکابر بیارید بالا. سپاس‌گزارم 👵😊

[به دنبال عینکش می‌گردد، تا عصایش را پیدا کند]

به خاطر شرایط موجود، تو دانشگاه برگزاری جلساتِ حضوری، با بیش از «دو» شرکت کننده ممنوع شده.

الان داریم جلسه‌ی هفتگی‌مون رو برای اولین بار آنلاین برگزار می‌کنیم. این وسط تعداد شرکت کننده‌ها یهو یکی زیاد شد و زود کم شد. این از اونایی بود که وسط سمینار در رو باز می‌کنه، می‌بینه اتاق پره زود در رو می بنده می‌ره! 🤣

جهان بیمار و رنجور است
دو روزی را که بر بالین این بیمار باید زیست
!* 😠

۱۲,۳۲۷

------------------------------
*فریدون مشیری، با جرح و تعدیل!

توی یک هفته، تعداد مبتلاهای کل آلمان از ۱۰هزار رفت بالاتر!
استان ۳۸۳۸ و شهر ۶۹ 😔

نمی‌مونن خونه! نمی‌موننننن!

(غرهای کرونایی‌ام رو با هشتگ می‌زنم. اگر لازم دیدید این هشتگ رو فیلتر کنید.😉 )

نمایش رشته

تو این وانفسا که همه چی کم شده، یه اسپری ضدعفونیی، ماسکی، ژل دستی که گیر میارم، هی فکر خونه‌‌ام که گیر آوردن؟ نیاوردن؟
حس هایدی رو دارم که یواشکی نون سفید جمع می‌کرد تو کمد ببره برای مادربزرگ پیتر ...

[جسمی را به آرامی در جعبه‌ی بالای کتابخانه سُر می‌دهد]

نشسته بودم یهو سه چهار نفر با لباسای یک شکل شرکتی اومدن توی طبقه و به صورت ضربتی پخش شدن توی اتاقا. یکی‌شون که اومد تو دفتر تند تند دستگیره‌های دو طرف در و کلید برق رو دستمال کشید رفت. دارن ضدعفونی‌مون می‌کنن.🙂

از عواقب پخش کرونا. تا آمار دیروز بعدازظهر، آلمان ۱۵۶۷ تایی شد. استان ما بر سکوی اول با ۴۸۴ مبتلا و مبتلایان شهر هم ۱۳ تا. ۳ تا فوتی کشور هم از همین استان بودن.

امروزم بی‌خبر از این جریان، یه جایی بودم اون حوالی. الان نگاه می‌کنم می‌بینم از مدرسهه فقط۲۲۰ متر فاصله داشته! تازه توی مسیر برگشت هم در کمترین فاصله، از ۱۰۵ متری مدرسه رد شده‌ام!
کرونا که با باد هم منتقل نمی‌شه ایشالا؟!!

الان دو دقیقه دیگه فکر کنم، یادم میاد رفتم زنگ درشونم زدم!
من خدافظ

نمایش رشته
نمایش
پرسادون

با دوستان خود گفتگو کنید و دوستان تازه پیدا کنید. عکس، ویدیو، و نوشته‌های خود را به اشتراک بگذارید. پرسادون یکی از سرورهای شبکهٔ اجتماعی بزرگ ماستودون است و می‌خواهد محیطی ایمن و پایدار برای کاربران فارسی‌زبان باشد. تا وقتی که به سیاست‌های کاربری و شرایط خدمات پرسادون احترام می‌گذارید، از بودن کنار شما در پرسادون خوشحال خواهیم شد.

راهنمای کاربری ماستودون در ویکی‌کتاب

دربارهٔ پرسادون