پیگیری

تو این وانفسا که همه چی کم شده، یه اسپری ضدعفونیی، ماسکی، ژل دستی که گیر میارم، هی فکر خونه‌‌ام که گیر آوردن؟ نیاوردن؟
حس هایدی رو دارم که یواشکی نون سفید جمع می‌کرد تو کمد ببره برای مادربزرگ پیتر ...

[جسمی را به آرامی در جعبه‌ی بالای کتابخانه سُر می‌دهد]

برای شرکت در گفتگو وارد حساب خود شوید
پرسادون

با دوستان خود گفتگو کنید و دوستان تازه پیدا کنید. عکس، ویدیو، و نوشته‌های خود را به اشتراک بگذارید. پرسادون یکی از سرورهای شبکهٔ اجتماعی بزرگ ماستودون است و می‌خواهد محیطی ایمن و پایدار برای کاربران فارسی‌زبان باشد. تا وقتی که به سیاست‌های کاربری و شرایط خدمات پرسادون احترام می‌گذارید، از بودن کنار شما در پرسادون خوشحال خواهیم شد.

راهنمای کاربری ماستودون در ویکی‌کتاب

دربارهٔ پرسادون